close
تبلیغات در اینترنت
بیایید به گلزار بگردیم...

نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی
بیایید ، بیایید به گلزار بگردیم بر این نقطه اقبال چوپرگار بگردیم بیایید که امروز به اقبال و به پیروز چو عشاق نو آموز بر آن یار بگردیم بسی تخم بکشتیم و بر این شوره بگشتیم بر آن حب که نگنجید درانبار بگردیم هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت است بر آن یار نکو روی وفادار بگردیم چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم یکی جانب خمخانه خمار بگردیم در این غم چو نزاریم در ان دام شکاریم دگر کار نداریم دراین کار بگردیم چو ما بی سر و پاییم چو ذرات هواییم بر آن نادره خورشید قمر واربگردیم چو دولاب چه گردیم پر از ناله…
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
امکانات وب




RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







بیایید ، بیایید به گلزار بگردیم

بر این نقطه اقبال چوپرگار بگردیم

بیایید که امروز به اقبال و به پیروز

چو عشاق نو آموز بر آن یار بگردیم

بسی تخم بکشتیم و بر این شوره بگشتیم

بر آن حب که نگنجید درانبار بگردیم

هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت است

بر آن یار نکو روی وفادار بگردیم

چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم

یکی جانب خمخانه خمار بگردیم

در این غم چو نزاریم در ان دام شکاریم

دگر کار نداریم دراین کار بگردیم

چو ما بی سر و پاییم چو ذرات هواییم

بر آن نادره خورشید قمر واربگردیم

چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغان

چو اندیشه بی شکوت و گفتار بگردیم

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

نمایش این کد فقط در ادامه مطلب برای قرار کد مورد نظر به ویرایش قالب مراجعه کنید

تاریخ : پنجشنبه 22 مرداد 1394 نویسنده : ا.ن l بازدید : 22

ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی



نام ارسال کننده: زهرپنجره نوري

سلامشکلک

یك شب آتش در نیستانی فتاد
سوخت چون اشکی كه بر جانی فتاد
شعله تا سرگرم كار خویش شد
هر نی‌ای شمع مزار خویش شد
نی به آتش گفت : كاین آشوب چیست ؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست
گفت آتش: بی‌سبب نفروختم
دعوی بی‌معنی‌ات را سوختم
زان كه می‌گفتی نیم با صد نمود
همچنان در بند خود بودی كه بود
با چنین دعوی چرا ای كم عیار
برگ خود می‌ساختی هر نو بهار
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی‌دردی علاجش آتش است

پاسخ :
ﻭﻗﺘﻰ ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ

ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﻟﻬﻰ ﺍﺳﺖ

ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺷﺨﺼﻰ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ

ﻋﻘﻮﺑﺖ ﺍﻟﻬﻰ !

ﻭﻗﺘﻰ ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺼﻴﺒﺘﻰ ﻣﻴﺸﻮﺩ

ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ

ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺷﺨﺼﻲ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺑﻪ ﻣﺼﻴﺒﺘﻰ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ

ﻣﻴﮕﻮﻳﻴﻢ ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﻇﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ !

ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺵ ! ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭ ﺍﻟﻬﻰ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻃﻮﺭ ﮐﻪ ﭘﺴﻨﺪ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻧﮑﻦ

ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺳﺘﺎﺭﺍﻟﻌﯿﻮﺏ ﺍﺳﺖ . ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺣﺎﻣﻞ ﻋﻴﻮﺏ ﺯﻳﺎﺩﻯ

ﻫﺴﺘﻴﻢﻭﺍﮔﺮ ﻟﺒﺎﺳﻰ ﺍﺯ ﺳﻮﻯ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺳِﺘْﺮ و ﭘﻮﺷﺶ ﺍﺳﺖ

ﻧﺒﻮﺩﮔﺮﺩﻧﻬﺎﻯ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺧﻢ ﻣﻴﺸﺪ .

ﭘﺲ ﻋﻴﺐ ﺟﻮﻳﻰ ﻧﮑﻨﻴﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻋﻴﻮﺏ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﻥ

ﺩﺭﺭﮔﻬﺎﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺟﺎﺭﻳﺴت...

پاسخ :

1394/5/23 || 6:53


نام ارسال کننده: زهرپنجره نوري

سلامشکلک

خداوندا...!
شنیده ام وام بدون بهره می دهی...!
آمده ام تا وام بگیرم...
نیاز به تعمیر و بازسازی دارم...
چشمانی قوی و آینده نگر می خواهم؛
تا بتوانم آنسوی سراب سالهای دور را ببینم...
شامه ای نیاز دارم تا بتواند بوی پلیدی را از پاکی تمیز دهد.
ذائقه ای می خواهم که بتواند طعم خوش صداقت را از تلخی ریا باز شناسد...!
گوش هایی نیاز دارم که بشنوند ناگفته های انسان های تنها را...!
و به پوستی ضخیم تر نیاز دارم؛
تا بتواند ضربات شلاق روزگار را آسان تر تحمل کند...!
و...
خداوندا نیاز به سرمایه دارم...
باید اقیانوسی از لبخند ذخیره کنم؛
تا در روزهای سختی و خشکسالی، لبانم کویر نشوند!
به قلبی بزرگتر احتیاج دارم...
آنقدر بزرگ تا بتواند همه نا مهربانی ها را در خود جای دهد! پاهایی از فولاد می خواهم؛
تا در میانه راه کوتاهی نکنند...!
چرا که راه دور است و مقصد بس زیبا و شگفت انگیز !!!
به زانو هایی که هرگز به زانو در نیایند...
به مغزی که بتواند تفکر کند...
و روحی که فقط به سوی تو مشتاق باشد...
تو و تنها تو ای پادشاه عالم!

خدایا...
با وام من موافقت میکنی...؟
پاسخ :


سلام دوست عزیز
ممنون از حضور مهربانتان

گیله مرد نگاهش به سبزه عید که افتاد رفت توی فکر ...

لحظاتی گذشت ...

وقتی سرش رو بالا آورد و فهمید که دارم با تعجب نگاش میکنم لبخند تلخی زد.

گفتم " گیله مرد " توی سبزه ها چی دیدی که رفتی تو فکر ؟!

کمی سکوت کرد و گفت : به این دونه های سبز شده نگاه کن ... چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند ...

گفتم خب

گفت : سیصد و شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود ؛ میترسم رشد که نکرده باشم هیچ ؛ افت هم کرده باشم .

دونه ای که نخواد رشد کنه؛ هرچقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر میگنده ...

یا مَنْ لَهُ الدُّنْیا وَالْآخِرَةاِرْحَمْ مَنْ لَیْسَ لَهُ الدُّنْیا وَالْآخِرَة ....

الهی العفو

1394/5/23 || 6:49


نام ارسال کننده: منصور

سلام...

زغال های خاموش را کنار زغال های روشن میگذارند تا روشن شود چون همنشینی اثر دارد ما هم مثل زغال های خاموشیم اگرکنار افرادی بنشینیم که روشنند که گرما وحرارتی دارند ما هم به طبع ان ها نور وحرارت وگرما پیدا می کنیم پس ادمی پیدا کنید که بشما انرژی مثبت ببخشد ! من پیدا کردم خود شما...


شکلک

پاسخ :
سلام هنرمند ارجمند
ممنون از حضور ارزشمندتان
شرمنده می فرمایید


امیدواریت به آنچه امید نداری بیش از چیزی باشد که امید داری،

موسی بن عمران به امید قبسی از آتش از پیش زن و فرزند خود رفت، به مقام کلیم اللهی رسید و با منصب پیامبری بازگشت.
ملکه سبا برای دیدن سلیمان و کشورش رفت ولی بدست سلیمان مسلمان شد،
ساحران فرعونی برای عزت گرفتن از فرعون رفتند، اما مومنین واقعی بازگشتند.

امیدواریت نسبت به چیزی که بدان امید نداری، بیشتر باشد ازچیزی که به آن امیدواری،
زیرا ملکه سبا میخواست باسلیمان بجنگد ولی به همسری او درآمد،
موسی بدنبال آتشی برای گرم شدن بود،خداوند اورا به پیامبری برگزید
و جادوگران فرعون برای شکست موسی به میدان آمدند ولی همگی به او ایمان آوردند ...

1394/5/22 || 23:17


آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی