close
تبلیغات در اینترنت
باز ای باران ببار

نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی
باز ای باران ببار بر تمام لحظه های بی بهار بر تمام لحظه های خشک خشک بر تمام لحظه های بیقرار باز ای باران ببار بر تمام پیکرم موی سرم بر تمام شعرهای دفترم بر تمام واژه های انتظار باز ای باران ببار بر تمام صفحه های زندگیم بر طلوع اولین دلدادگیم بر تمام خاطرات تلخ و تار باز ای باران ببار غصه های صبح فردا را بشوی تشنگی ها خستگی ها را بشوی باز ای باران ببار  
قالب وبلاگ
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
امکانات وب




RSS


POWERED BY
rozblog.COM
پیغام مدیر سایت
سلام دوست من به سایت نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی خوش آمدید لطفا برای استفاده از تمامی امکانات

دانلود فایل , شرکت در انجمن و گفتگو با سایر اعضا در سایت ثبت نام کنید







باز ای باران ببار

بر تمام لحظه های بی بهار

بر تمام لحظه های خشک خشک

بر تمام لحظه های بیقرار

باز ای باران ببار

بر تمام پیکرم موی سرم

بر تمام شعرهای دفترم

بر تمام واژه های انتظار

باز ای باران ببار

بر تمام صفحه های زندگیم

بر طلوع اولین دلدادگیم

بر تمام خاطرات تلخ و تار

باز ای باران ببار

غصه های صبح فردا را بشوی

تشنگی ها خستگی ها را بشوی

باز ای باران ببار

 



امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

نمایش این کد فقط در ادامه مطلب برای قرار کد مورد نظر به ویرایش قالب مراجعه کنید

تاریخ : پنجشنبه 01 مرداد 1394 نویسنده : ا.ن l بازدید : 17

ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی



نام ارسال کننده: تســــــــــــــنیم

سلام گلم

الحمدلله خوبم ممنون از شما:x

امیدوارم حالتون عالی باشهشکلک

خواهش میکنم دشمنتون شرمنده و دربه در باشهشکلکشکلک
پاسخ : سلام
یاسمین مهربانم
مرسی ازت
خیلی خوشحالم کردی عزیزم

1394/5/5 || 8:02


نام ارسال کننده: yazdan

بانسیم صبح احیاء میشوم
همدم، گلهای زیبا میشوم

بانسیم صبح ،یکباردگر
روز را ،آغاز فردا میشوم

با نسیم صبح ،چشمانم دگر
خواب نیستند و،هویدا میشوم

بانسیم صبح ،با چشمان دل
سوی دریای تو،شیدامی شوم

بانسیم صبح یک روزدگر
بانگاه تو،چه پیدا می شوم

بانسیم صبح بابانگ سحر
بهردیداردرون پا می شوم

بانسیم صبح سرخوش ازخدا
همچویک غنچه شکوفا می شوم

بانسیم صبح باحال دعا
روزی ولطف توجویا می شوم

سلام همکارعزیزامیدوارم همه ی ایام درمسیرهدایت باشیم.
پاسخ :
باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده است باز کن پنجره‌ها را ای دوست
حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرند باز کن پنجره را
و بهاران را باور کن!

1394/5/4 || 22:37


نام ارسال کننده: دلسوختگان

پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر
حیف از آن عمر که ای بی سروپا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسیار کشید و پس از آن
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افگند به سراپای پدر
گفت گفتی که تو آدم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر»

"جامی"
پاسخ :
سلام بزرگوار
چه مطلب قشنگی انتخاب کردید
خدا رحمت کنه رفتگانتونو عموم همیشه زمزمه می کرد
خیلی سال پیش اولین روزی که میرفتم دانشگاه
سربرگ دفترم نوشت :ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل و این شعر رو زمزمه کرد

1394/5/4 || 19:06


نام ارسال کننده: تســــــــــــــنیم

سلام گلم

خوبین؟یادی از ما نمیکنین!

شعر خیلی زیبایی ستشکلک
پاسخ : سلام یاسمین جان
خوبی عزیزم
حق با شماست
ممنون که با وجود کم کاری من بازم محبت داشتی تشریف آوردی خوب من

1394/5/4 || 18:09


نام ارسال کننده: دلسوختگان

از چهره افروخته گل را مشكن ..!
افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن
گل را تو دگر مكن خجل ای مه من ..!
مشكن به چمن ای مه من قدر سخن ..!
"سعدی"
پاسخ :



سلام
من اینجا بس دلم تنگ است.و هر سازی که می‌بینم بد‌آهنگ است.
بیا ره توشه برداریم،
قدم در راه بی‌بازگشت بگذاریم،
ببینیم آسمان ِ «هرکجا» آیا همین رنگ است؟

1394/5/4 || 11:35


نام ارسال کننده: منصور

سلام...

تو را دوست دارم بدون اینکه علتش را بدانم محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا .

دولامارتین

از حضور ونظر زیبایتان در داستان شک ممنونم


شکلک
پاسخ : سلام هنرمند خوش آمدید
تنتان سالم ، قلم زرینتان توانا
پاسخ :
1394/5/3 || 18:59


نام ارسال کننده: دلسوختگان

ای کاش دست قدرتمند تقدیر . . .
هیچ بهاری را به سردی زمستان نسپارد . . .
یا اگر زمستان قانون طبیعت است . . .
خدایا به زمستان هم عشق بیاموز . . .
که اگر روزی . . .
زمستان عاشق باشد . . .
دیگر هیچ کودکی از سرما نمی میرد . . .
دیگر بهانه ای برای هیچ انسانی نیست که بگوید . . .
با زمستان عشق فرار می کند . . .
شاید هم اگر روزی زمستان عاشق شد . . .
عاشق بهار باشد . . !؟
پاسخ : خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها !
مهربان، خوب، قشنگ ...
چهره اش نورانیست
گاه گاهی سخنی می گوید،با دل کوچک من،ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد !
او مرا می خواند،او مرا می خواهد،او همه درد مرا می داند ...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم ...
که خدا یار من است،که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند ...

1394/5/3 || 18:48


نام ارسال کننده: انتظار

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
اگر تنها شده ام غمی نیست به محبت دوست دلگرمم شکلک
پاسخ : سلام
خوش آمدی مینا جان حالت چطوره خوبی؟
ممنون که سالی ماهی بهم سر می زنی عزیزم
من هم دلم به دوستان گرم است

1394/5/3 || 12:00


نام ارسال کننده: پژوهش عامل پیشرفت

باسلام وروز به خیر وآرزوی روزی خوش همکارارجمند؛

ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ
گر لبی خنده زند یاد شماییم همه
چون درختی که به دشتی غم باران دارد
روز و شب در عطش لطف خداییم همه
ما که یاران همیم از چه جداییم همه
کی شود بار دگر گرد هم آییم همه
پاسخ : سلام همکار ارجمند و بزرکوارم

یاران وفادار جفا را نشناسند
خوبان جفاکار وفا را نشناسند
آنها که ندارند نم چشم و غم دل
خاصیت. این آب و هوا را نشناسند
با. عشق تو زیبایی خوبان ننماید
با پرتو خورشیدسها را نشناسند
خواجو چه عجب باشد،ارش کس نشناسد!
شاهان جهاندار گدا را نشناسند

1394/5/3 || 10:16


نام ارسال کننده: زهرپنجره نوري

سلامشکلک

جان ماکسول میگوید "
به خاطر بسپار " ..
زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.
تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد؛ مرغ است.
زندگی ما با " تولد" شروع نمی شود؛
با "تحول" آغاز میشود.
لازم نیست "بزرگ " باشی تا "شروع کنی"،
شروع کن تا بزرگ شوی

پاسخ :
سلام
همگان به جست و جوی خانه می گردند
من کوچه خلوتی را می خواهم
بی نهایت برای رفتن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

1394/5/2 || 19:08



آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

نســــــــــــــــــــیم صبح زندگی